داستان یک عکس انتقال این نکته به دوستان جوان است که هیچ اولویتی جز دنبال کردن رویاها و آرزوهای خود نداشته باشید.
داستان تولد یک کسب و کار را از زبان عسل راد بخوانید.
شب یلدا در کارگاه آموزشی در کیش گذشت. تا جایی که به یاد دارم حداقل در بیست سال گذشته، همیشه شب یلدا کنار خانواده بودهام، به جز امشب.
این نوشته هر چند خاطرات شخصی من است اما انتشار آنها از این جهت مفید است که زندگیهای اخیر ایرانی را با زندگی کریستوف در مهد صنعت اروپا مقایسه کنم.
کارآفرینی در سن دبیرستان : اولین سیستم حرفهای ایمیل مارکتینگ در ایران را چه کسی انجام داد؟ خاطراتی با سینا و پوریا!
قیف فروش و شهرام هنرمایه : قیف فروش را کسی تحویل نمیگیرد چون روش آکادمیکی نیست.
کارآفرینی یک معمای هزار تو نیست و به سواد و سرمایه خاصی نیاز ندارد. کارآفرینی اشتیاق برای بودن، درس گرفتن و تسلیم نشدن: حتی در مقابل پارکینسون.
اکنون اگر برای شروع کار، پیش خود من بیایید، همان حرفهای دایی را خواهید شنید اما بین خودمان باشد: اگر رویایی به قدرت رویای بنز حاجی ضیاء دارید، گوشتان به این حرف ها بدهکار نباشد! شرکتتان را بسازید و نگران مشکل دریای مانش نباشید.
قرارم با حمید برخوردار بود، پسر یکی از بزرگترین کارآفرینان تاریخ کشور، پدر صنعت خانگی ایران، مرحوم حاج محمد تقی برخوردار.
کدام یک از ما این زحمت را به خود دادهایم که شخصت و رفتار علی نجاتی و دو پسرش را مطالعه کنیم؟ اسمیت یا حاج علی؟ کدام را باید الگو قرار دهیم؟